الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
792
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
عمروبن عاص به معاويه گفت : آيا كسى را نزد حسنبن على نمىفرستى تا او را حاضر كنى و او سنّت پدرش را احيا كند و كفشهاى پدرش را به پا كند ؛ و دستور بدهد ، مردم اطاعت كنند ! و آنچه بگويد آنها تصديق كنند و اين اطاعت و باور مردم او را تا سر حد ممكن بالا ببرد ! البته اگر امروز كسى را به دنبال او بفرستى و بيايد ، و ما او و پدرش را از آن جايگاهى كه داشتند فرود آريم و به او و پدرش دشنام و ناسزا بگوييم و ارزش او و پدرش را در انظار كوچك كنيم و او را از آنچه ادّعا دارد زمينگير سازيم تا آنجا كه خلافت تو را تصديق نمايد ، بهتر خواهد بود ! معاويه گفت : من از آن بيم دارم كه حسنبن على قلادههايى به گردن شما بيندازد كه ننگ و عارش تا وقت رفتن به گور بر شما بماند ! به خدا سوگند كه من هيچ وقت او را نديدهام مگر اينكه از ديدارش ناخشنود شدهام ، و از عيبجويى چشم پوشيدهام ! و اكنون نيز من اگر كسى را دنبال او فرستادم و او را احضار كردم ، بايد آنچه نسبت به شما گفت ، براساس انصاف پذيرا باشيم ! عمروبن عاص گفت : آيا مىترسى كه باطل او بر حقّ ما برترى يابد و بيمارى او بر تندرستى ما پيروز گردد ؟ ! معاويه گفت : نه ، ( ولى مىدانم اينها چه خانوادهاى هستند ! ) عمرو گفت : بنابراين تو كسى را بفرست تا بيايد ! عتبه نيز رو به معاويه كرد و گفت : اين نظر شما رامن نمىفهمم ، به خدا سوگند كه هيچ كسى را ياراى مشاجره با شما نيست و كسى